|
|
|
|
~ دلم میخواد یه روزی برسه که برم جلو همه داد بزن:نمکی!!!! ~آهنگ جدید باحال هیچکی نمیشناسه؟؟ خسته شدم بخدا!! آهنگای چرت و ژرت گوش میدم میشینم به ریش خوانندهه میخندم!
~ فیلم پرتغال خونی اعصاب واسه من نذاشته....دلم میخواد نیوشا ضیغمی رو تیکهپاره کنم....اه اینقد لوس بازیکردااا!
~ آخییییش بالاخره بعد یه قرن تو حیاط بازی کردیم...
~ سرکلاس اعصاب واسم نذاشتن!!! بس که مزه پرونیاش چرت و پرته!!
~ژست قبلییادم رفت یه چیزی رو بنویسم!!!!ادامه اون خطو اینجوری مینویسم
من به عنوان دشمن نمیگم بلکه به عنوان یه ادم که بالغ شده و مغزش کاملا رشد کرده و بچه نیست اینو میگم!
~~تازگیا حس میکنم خبراییه!!انگاردارن یه کارایی میکنن
سلااااام بعد یه مدت طولانی بالاخره تصمیم گرفتم آپ کنم
~ خدا جون از درس خوندن متنفرم! هرروز ۴ صبح پا میشم درس بخونم!! شبا که حسش نیست! ~ آخه بگم خدا چیکارت کنه؟ معلم برگشته به طرف میگه منشور رو توضیح بده میگه چیزی که منو میشوره! بابااااااا بامزه!! بابا باحال!! بابا دلقک!! بابا...... سرکلاس؟ بی شخصیت بازی؟؟ -هیچوقت برا خندوندن بقیه شخصیت خودتو خورد نکن!! والله خدارو شکر بقیه تو کلاس شخصیتشون براشون مهمه و از این حرفا نمیزنن!!!یاد بگیر بچه!
~ امروز کم بود گند بزنم به هرچی مدرسه است!! اگه یه ثانیه دیرتر جلو خودمو میگرفتم دیگه کارم ساخته بود!!
~ سرکلاس صداش رو اعصابهههههه!! یعنی حاضرم ۵۰ ساعت سرکلاس... بشینم ولی یه لحظه صدای اونو نشنوم!!!
~اه اینقد بدم میاد وقتی داری با یکی حرف میزنی حواسش بهت نباشه! میخوام بکوبونمش به دیوار و با دیوار یکیش کنم...
~ وای اردو چقد حال داد!! البته با وجود بعضیا که فک کردن کین حال نداد!! تو اتوبوس که اولاش حال بهمزن بود!! لحظه ای که ناز کردو گفت نهههه من اونجا نمیشینم از ته دل خوشحال شدمممم....واگرنه کی حوصله داشت ریخت اینو تحمل کنه؟
~ برافعلا کافیه فردا هم یه پست کاملتر میذارم
×× الان از دست خودِ حواس پرتم حرصیم!! طرف گفته 51 تا سوال از کتاب دربیارین و همه تستی باشن!! حالا من رفتم 51 تا سوال تشریحی درآوردم...با اعتماد به نفس رفتم دفترمو نشون طرف دادم...معلمه یه نیگا بهم کرد -من گفتم سوال تستی...تشریحی که نمیخواستم.. مخم هنگید!! تســـــــــــتی؟؟؟ واسه اینکه ماست مالیش کنم گفتم -اِ شما گفتین؟؟ نگفتین که!! حالا معلمه نچ نچی کرد... -بچه ها من گفته بودم سوال تستی... هنوز حرفش تموم نشده طرف وسط حرف معلم پرید -بله آقا گفته بودین! ×× سر کلاس تاریخیم طرف یه چیزی درمورد چند نفر گفت و که حرفش سیاسی بود!! حالا معلم گفت -نه اینجوری نبوده و تو اشتباهی فهمیدی... حالا طرفم که از بحثای سیاسی اونم تو مدرسه شدیدا خودداری میکنه یه دفعه گفت -چیزه میرم اسم اون بنده خداهارو حفظ میکنم!! حالا بقیه هی میگن بنده خدا؟؟ طرف هم هی میترسید بحث سیاسی کنه میگفت آره دیگه چیزه بنده خدا هایی که اون کارارو کردن!! آخه یکی نیست بگه وقتی میترسی چرا دهن باز میکنی و الکی حرف میزنی؟ کلی وقت کلاس گرفت! :/ یا حرفتو بزن یا اصلا حرف نزن! ×× دیگه آخر سالیه حوصله درس خوندنو اینارو ندارم!! معلما هم که تا دلت بخواد مشق دادن! مــــشق!! ×× 4صبح پاشدم درس خوندم حالا امروز میرم مدرسه معلمه درس نپرسید!! :/
××به یاد گذشته ها دوباره رفتم تراوین ثبت نام کردم یعد ده دقیقه ده تا نامه اومد!! همسایه ان که دارم؟
×× این روزا اصلا حس درس خوندنو ندارم! مجبور میشم نصف شب پا شم بخونم! خود خرخونم که هستم!!؟ ××خداروشکر شنبه نرفتم مدرسه! واگرنه الان دپرس بودم درحد تیم ملی... ×× خوابم و میاد و میخوام حال بعضیارو بگیرم....:/ ××این روزا حس میکنم تنفر حس خیلی قشنگیه!!! ××خوابم میاد! ببخشید!:/
دلم میخواد با یه چی بکوبونم تو اون فرق سرت که....بخدا وقتی چشام تو چشات میفته فقط مخیوام بهت فحش بدم و بگم چقد ازت متنفرم! بگم چقد بدم میاد! بگم......ای خدااااااااااااااااااااااااا
××امروز ادبیات داشتیم...معلم اومد روو تخته ماضی هارو نوشت پسندیدم پسندیدی پسندید و... حالا طرف برگشته با اعتماد به نفس صددرصد میگه آقا پسندیدم پسندیدی پسندید سَپَندیدم سَپَندیدی سَپَندید!! ای خدا وقتی بلد نیستی الکی حرف نزن!! :))))))))))) باور مُردم از خنده اصلا کلاس رفته بود روو هوا!! ×× داشتم با طرف حرف میزدم حالا اون یکی طرف عین فوضولا با دوستش اومد روبه رومون واستاد!! منو میگی داشتم از حرص میمردم! میخواستم بگم آقا میشه اینقد فوضولی نکنی؟ ولی خب دین حرف زدن با نامحرمان را حرام کرده است! :))) ×× شنبه میریم کالوژسکایا!(با دو نفر)حیف دخترای کلاس ما پایه نیستن! :/ شنبه 29 بهمن1390 ساعت: 23:26 توسط:فرزین میشه به جز ناله چیزای دیگه هم بنویسید تا هم ما یاد بگیریم هم شما :دی(ناله؟ باشه گلم حتما!امیدوارم منو الگوت قرار نداده باشی!) وبت قشنگه خوبه(ممنون گلم)از چرتو پرت بدم میاد . آدم باید حرف بزنه (منم همینطور!آره باید حرف بزنه!) درکل وبه خوبی دارید (نظر لطفته! هر روز از این پیاما که نداریم !! بازم سر بزن!) گفتم این نظر رو بزارم و جوابشم بدم!! حیف آدرس وبشو نذاشته بود! ************ ×× دوستمون گفت یه چیزی بجز ناله بنویسم! دقیقا نفهمیدم منظورش از ناله چی بود!!) ××این روزا وقت کم میارم که رمانمو بنویسم! مینویسمش ولی کم!! ) ××منتظر عیدم!! اونم بی صبرانه! نمیدونم منتظر عیدم یا تو؟
میدونی چقد احمقانه اس وبلاگ ماله خودت باشه...نوشته هاش ماله خودت باشه...حرفاش حرف دل خودت باشه...ولی بعد یک سال تازه از زبون یکی دیگه بشنوی که آره همه بچه های "مدرسه" آدرسشو دارن و دارن پشت سرت هرهر میخندن؟؟
پ.ن برای بچه ای که پشت سرم شایعه ساخت!: میخوام بگم اولش میخواستم حذف کنم! ولی دیدم نه ارزششو نداری! وب خودمه و هرچی خواستم توش مینویسم! میدونی بخاطر حرفایی که پشت سرم زدی اندازه سرسوزن هم ناراحت نشدم؟ آخه جنس تو و امثال تورو خوب میشناسم!! تازه از اینشم بگذریم که میدونم چقد پشت سرم شایعه درست کردی....هی منو به اون نکبت چسبوندی که چی؟؟ که آبروم بره؟؟ والله باید بگم حتی اگه این حرفا حقیقت داشت تو این دوروزمونه دختر پسر همو دوست داشته باشن اشکال نداره! ها؟؟ مگه اینطور نی؟ میدونی منم خوب بلدم حالتو بگیرم...خوب بلدم تورو به اون دختره ی لندهور بچسبونم و از دروغ پشت سرتون حرف بزنم و بگم آره تو اونو دوست داری و ....!! میبینی؟ شایعه ساختن تو این مدرسه کاری نداره! کافیه به یه نفر بگی تا بهمه مدرسه خبردار شن!! البته شایعه ساختن واسه تو بی فایده اس!! چون همینجوریشم همه میدونن که..... و خودت باعث شدی آبروت بره! "واقعا برا تو و اون شخصیت کذاییت متاسفم!) پ.ن برای همه: این وب همیشه پابرجاست و هیچ وقت "هیچ وقت" حذف نمیشه!! اینو مطمئن باش! ×× تازگیا درسامون زیاد شده! نمیرسم رمانمو بیشتر تایپ کنم...هی روزگاااار! ×× دیگه اونجوری نیگام نکن....مثه مجرمی که مچشو گرفتی! ×× هوا سرد شده! خیلی!
................
ادامه مطلب
××خوابم میاد یاونم تا سرحد مرگ....:/ آخه یکی نیست بگه علوم و ریاضی رو تو یه روز انداختن احمقانه ترین کاریه که میشه کرد؟؟
×× یه مغازه جلو خونمون هست هر روز میرم یه snickers از اونجا میخرم...آخه عاشق شکلاتم مخصوصا این!! ×× امروز میریم پیش مشاور پسرا ی کلاس اونجان.....در میزنم میگم خانوم نوبت ما دختراس....میگه هرموقع کارشون تموم شد بیاین....منو میگی >> :/ ×× سرکلاس ریاضی میزارو کشیدیم وسط!!! برا من که فرقی نمیکرد ولی بازم اونایی که سمت دیوار بودن نمیتونستن ببینن!! به نظرم سیستم کلاسو باید عوض کنیم! ××نه واقعا زیراب زنی تا چه حد؟؟ برگشتن همشون هرچی درمورد طرف میدونستن رو جلو ماگفتن!! واقعا تا قبل از اینکه اینا دهنشونو باز کنن من از اون طرف متنفر بودم...ولی وقتی اونا دهنشونو باز کردن و اون همه جلو ما زیراب زنی کردن حالم بیشتر از اونا بهم خورد تا طرف!!! واقعا نمیفهمم اینا چرا یه همچین کاری رو کردن!! ×× امروز طرف از اون موقعی که پاشو تو کلاس گذاشت هی میگفت تقلبی کردم !! زنگ ریاضی به معلم میگه آقا میدونید چرا میگم تقلبی؟؟؟ میخواستم بگم همه مثه شما فوضول نیستن!!!حالا طنگ تفریح در یکم باز بود منم حواسم نبود و هی بهش فوحش دادم.....یه دفعه دروباز کرد و دلم خنک شد همه چیو شنید...!! ×× تازگیا احساس میکنم حوصله هیچ چیرو ندارم...میخوام بخوابممممممم..... |
|